<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<!DOCTYPE ArticleSet PUBLIC "-//NLM//DTD PubMed 2.7//EN" "https://dtd.nlm.nih.gov/ncbi/pubmed/in/PubMed.dtd">
<ArticleSet>
<Article>
<Journal>
				<PublisherName>حضرت آیت الله سبحانی (حفظه الله)
موسسه امام صادق(علیه السلام)</PublisherName>
				<JournalTitle>فصلنامه کلام اسلامی</JournalTitle>
				<Issn>2322-4592</Issn>
				<Volume>21</Volume>
				<Issue>84</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2013</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>19</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle></ArticleTitle>
<VernacularTitle>توحید صفاتی</VernacularTitle>
			<FirstPage>7</FirstPage>
			<LastPage>24</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">61773</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>جعفر</FirstName>
					<LastName>سبحانی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2018</Year>
					<Month>05</Month>
					<Day>10</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">بسیاری از متکلّمان، نقطة محوری بحث در توحید صفاتی را به درستی درنیافته‏اند.محور بحث در توحید صفاتی، صفات ثبوتی است و ارتباطی به صفات فعلی، سلبی و یا خبری ندارد.
به‏خلاف آنچه صاحبان کتب ملل و نحل گفته‏اند، قائلان به وحدت ذات با صفات، نافیان صفات نیستند، و از معتزلیان تنها ابوعلی جبائی را می‏توان در زمره نافیان صفات قرار داد. لغزش‏گاه ابوعلی –در نظریه نیابت ذات از صفات- ناشی از این پندار غلط است که صفت در همه جا باید قائم به غیر باشد.
 اشکال اصلی بر قائلان به زیادت صفات بر ذات، لزوم تعدد قدماء است. اشاعره به خلاف اهل حدیث –که فقط بر ظواهر نقلی بسنده می‏کنند- در صدد حلّ مشکل تعدد قدماء ثمانیه برآمده‏اند، امّا کاری از پیش نبرده، و مفاسد این نظریه، همچنان بر قوت خود باقی است؛ مفاسدی همچون وجود امثال برای خداوند و نیز لزوم ترکیب و حاجت در ذات الهی. برخی از اعتراض‏های اشاعره بر معتزله و شیعه، ناشی از عدم توجّه به تفاوت وحدت مفهومی و وحدت مصداقی است.
برخی دیگر از این اعتراض‏ها نیز برخاسته از قیاس واجب‏الوجود به ممکن‏الوجود و عدم توجه به تشکیک در وجود است؛ در حالی‏که صفات، لزوماً و در همه مصادیق وجود، از سنخ عَرَض نیستند.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">توحید صفاتی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">نیابت ذات از صفات</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">زیادت صفات بر ذات</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">عینیّت ذات و صفات</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>حضرت آیت الله سبحانی (حفظه الله)
موسسه امام صادق(علیه السلام)</PublisherName>
				<JournalTitle>فصلنامه کلام اسلامی</JournalTitle>
				<Issn>2322-4592</Issn>
				<Volume>21</Volume>
				<Issue>84</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2013</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>19</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle></ArticleTitle>
<VernacularTitle>اسناد وجوب به خداوند در اندیشه قاضی سعید قمی</VernacularTitle>
			<FirstPage>25</FirstPage>
			<LastPage>43</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">61776</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>جعفر</FirstName>
					<LastName>سبحانی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>سید محمد مهدی</FirstName>
					<LastName>احمدی اصفهانی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>محمد علی</FirstName>
					<LastName>هروی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2018</Year>
					<Month>05</Month>
					<Day>10</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">مسأله اسناد انواع وجوب به خداوند متعال، در زمره مباحث مهم در بحث افعال الهی است و مورد اختلاف صاحب‏نظران قرار گرفته است. وجوب مذکور شامل وجوب عنه، وجوب علیه و وجوب سابق می‏شود. گروهی اسناد وجوب عنه و وجوب علیه به خداوند را صحیح نمی‏دانند. برخی با تفکیک بین «وجوب حاکی از الزام و مولویّت» و «وجوب حاکی از واقعیّت»، معتقدند اسناد نوع اوّل به خداوند صحیح نیست، لکن اسناد نوع دوّم بدون محذور است. اسناد وجوب سابق به افعال الهی نیز مورد انکار گروهی دیگر قرار گرفته است. مقاله حاضر تلاش می‏کند با بررسی این مسأله در اندیشه قاضی سعید قمی;، دیدگاه وی در این زمینه را به تصویر بکشد. ایشان بر خلاف مشهور عدلیّه و فلاسفه، وجوبات عنه و علیه را منافی اختیار مطلق الهی می‏داند و نسبت آن به خدای متعال را نمی‏پذیرد.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">وجوب عنه، وجوب علیه، وجوب سابق، قاضی سعید قمی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">، ایجاب طبیعی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>حضرت آیت الله سبحانی (حفظه الله)
موسسه امام صادق(علیه السلام)</PublisherName>
				<JournalTitle>فصلنامه کلام اسلامی</JournalTitle>
				<Issn>2322-4592</Issn>
				<Volume>21</Volume>
				<Issue>84</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2013</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>19</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle></ArticleTitle>
<VernacularTitle>مبانی عفو الهی از نگاه عقل و نقل</VernacularTitle>
			<FirstPage>45</FirstPage>
			<LastPage>68</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">61783</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>محمد جعفری</FirstName>
					<LastName>هرندی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>محمد حسین</FirstName>
					<LastName>طاهری آکردی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>مهدی</FirstName>
					<LastName>قاسمی فیروزآبادی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2018</Year>
					<Month>05</Month>
					<Day>10</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">عفو و مغفرت خداوند مبتنی بر صفات کمال الهی است. مقاله حاضر با استفاده از اصول کلامیِ امامیّه، مبانی عفو الهی را مورد بررسی قرار داده، کارکردهای این مبانی در مسئله عفو الهی و نیز نسبت آنها با یکدیگر جهت تحقق عفو الهی را تبیین نموده است. بر اساس یافته‏های این مقاله، محبّت، حکمت، رحمت، عدالت، علم، فضل، مالکیّت و مشیّت، از مهم‏ترین مبانیِ عفو الهی به شمار می‏رود. «حکمت»، حاکم بر رحمت، فضل و مشیّت الهی است؛ هرچند، خود، برآمده از علم مطلق خداوند است. همچنین، «رحمت»، زیربنایی‏ترین مبنای عفو الهی است؛ گرچه خود، ریشه در محبّتِ ویژة الهی نسبت به بندگانِ مستحقِّ عفو دارد.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">عفو الهی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">حُبّ</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">حلم</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">حکمت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">رحمت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">علم</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">عدالت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">فضل</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مالکیّت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مشیّت</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>حضرت آیت الله سبحانی (حفظه الله)
موسسه امام صادق(علیه السلام)</PublisherName>
				<JournalTitle>فصلنامه کلام اسلامی</JournalTitle>
				<Issn>2322-4592</Issn>
				<Volume>21</Volume>
				<Issue>84</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2013</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>19</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle></ArticleTitle>
<VernacularTitle>پاسخ شبهه مخالفت بنی‌هاشم با امامتِ امام صادق</VernacularTitle>
			<FirstPage>69</FirstPage>
			<LastPage>96</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">61785</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>عبدالرحیم</FirstName>
					<LastName>سلیمانی بهبهانی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>محسن</FirstName>
					<LastName>عبدالملکی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2018</Year>
					<Month>05</Month>
					<Day>10</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">شیعه بر این باور است که امامتِ امامان اهل‏بیت: با نصوص صادره از پیامبر اکرم9 ثابت است؛ چونان‏که امامتِ امامان پس از حضرت علی7 نیز با نصوص امام یا امامان پیشین ثابت است. «فیصل نور» از وهابیون معاصر، در کتاب «الإمامة و النص» سعی کرده با گردآوری پاره‌ای از روایات موجود در برخی منابع شیعه، اعتقاد شیعه در موضوع صدور نص را مخدوش کند. نامبرده در بخشی از کتاب خود، با ذکر چهار شاهد روایی و یک شاهد تاریخی، مدّعی مخالفت بنی‌هاشم با امامت امام صادق7 شده، و این مخالفت‌ها را دلیل بر فقدان نص بر امامت آن حضرت قلمداد کرده است. بدیهی است برای مخالفت با امامتِ امام صادق7 احتمالات متعددی هوچون عواملِ معرفتی و نفسانی از قبیل فقدان نص بر امامت ایشان، جهل به امامت ایشان، حسادت، ضعف معرفت و ناتوانی در درک مصالح نهفته در افعال امام7 وجود دارد. در این میان گزینش احتمال فقدان نص از میان احتمالات فوق، ترجیح بلامرجح است. از سوی دیگر، حاصل بررسی سندی و دلالی اخبار مورد استناد، و نیز بررسی شخصیت‌های مذکور در این وقایع، این است که استدلال به احتمال فقدان نص بر امامت امام صادق7 نه ترجیح بلامرجح، بلکه ترجیح مرجوح است</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">امامتِ امام صادق(ع)</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">بنی هاشم</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">الإمامة و النّص</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">فیصل نور</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>حضرت آیت الله سبحانی (حفظه الله)
موسسه امام صادق(علیه السلام)</PublisherName>
				<JournalTitle>فصلنامه کلام اسلامی</JournalTitle>
				<Issn>2322-4592</Issn>
				<Volume>21</Volume>
				<Issue>84</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2013</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>19</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle></ArticleTitle>
<VernacularTitle>پژوهشی در حدیث سفینه</VernacularTitle>
			<FirstPage>97</FirstPage>
			<LastPage>130</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">61786</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>غلامرضا</FirstName>
					<LastName>رضایی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2018</Year>
					<Month>05</Month>
					<Day>10</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">حدیث سفینه از احادیث معتبر و مشهوری است که فریقین (پیروان مکتب اهل‏بیت: و پیروان مکتب خلفاء) آن را در منابع معتبر خود از پیامبراکرم9 نقل نموده و پیرامون آن مطالب مهمی بیان کرده‏اند. حاصل بررسی این حدیث شریف، نکات و معارف ارزنده‏ای در اثبات حقّانیّت مکتب اهل‏بیت: می‏باشد. مقاله حاضر در صدد است تا حدیث مزبور را از لحاظ سندی و دلالی مورد بررسی قرار داده، به شبهات پیرامون آن پاسخ گوید. نقل این روایت از سوی پنج نفر از امامان مکتب اهل‏بیت: و یازده نفر از صحابه و بسیاری از تابعین، نشان از جایگاه والای حدیث و اهمیت آن دارد. شبهات مطرح شده پیرامون برخی از راویان که در طبقات پسین قرار دارند، مانند: عطیّه عوفی، حسن بن ابی‏جعفر، مفضّل بن صالح، حنش بن معتمر، عبدالله بن داهر، عبدالله بن عبدالقدوس و غیره، غالباً بی‏اساس است. علاوه اینکه صحّت حدیث مزبور به کمک طرق مختلف و متداخل، قابل اثبات است. وجوب محبت، وجوب طاعت، عصمت، افضلیّت وخلافت، از جمله مدالیل اساسی و مهم حدیث سفیه به شمار می‏رود. </OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">حدیث سفینه</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">روایان حدیث سفیه</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">طرق حدیث سفینه</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">شبهات حدیث سفینه</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مدالیل حدیث سفینه</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>حضرت آیت الله سبحانی (حفظه الله)
موسسه امام صادق(علیه السلام)</PublisherName>
				<JournalTitle>فصلنامه کلام اسلامی</JournalTitle>
				<Issn>2322-4592</Issn>
				<Volume>21</Volume>
				<Issue>84</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2013</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>19</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle></ArticleTitle>
<VernacularTitle>چیستی عقل در عقل‌گرایی معتزله</VernacularTitle>
			<FirstPage>131</FirstPage>
			<LastPage>144</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">61787</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>حمید</FirstName>
					<LastName>ملک مکان</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>سید حسن</FirstName>
					<LastName>طالقانی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2018</Year>
					<Month>05</Month>
					<Day>10</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">جریان فکری اعتزال که در آغاز قرن دوم هجری پدیدار شد، عقل‌گرایی را مبنای فکری خویش قرار داد و با پذیرش حجیّت عقل، قلمرویی وسیع در حوزه نظر و عمل برای آن ترسیم نمود. این جریان فکری، عقل را در معنایی جدید، بازتعریف کرد تا با نظام کلامی و تکلیف‏محور سازگار باشد. البته عقل در این نظام معرفتی، ماهیتی متفاوت با ماهیت عقل در نظام‌های فلسفی و حتی پاره‌ای دیگر از نظام‌های کلامی دارد. فارغ از اختلافات موجود در این مسأله، عقل از نگاه بیشتر معتزلیان مجموعه‌ای از دانش‌ها است که پس از حصول آنها، دارنده‌اش عاقل خوانده می‌شود. نوشتار حاضر کاوشی مختصر برای تبیین این مساله است.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">معتزله</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">عقل‌گرایی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ماهیت عقل</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">معرفت دینی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>حضرت آیت الله سبحانی (حفظه الله)
موسسه امام صادق(علیه السلام)</PublisherName>
				<JournalTitle>فصلنامه کلام اسلامی</JournalTitle>
				<Issn>2322-4592</Issn>
				<Volume>21</Volume>
				<Issue>84</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2013</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>19</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle></ArticleTitle>
<VernacularTitle>چیستی و چگونگی جوهر و خاستگاه آن در علم کلام و علوم مرتبط</VernacularTitle>
			<FirstPage>131</FirstPage>
			<LastPage>144</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">61788</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>مهدی</FirstName>
					<LastName>نجیبی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2018</Year>
					<Month>05</Month>
					<Day>10</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">دانشمندان مسلمان برای اوّلین بار از طریق ترجمه متون منطقی و فلسفی یونان قدیم با واژه «جوهر» آشنا شدند و به مرور، این واژه پا به عرصه علم کلام اسلامی نهاد. در علوم مختلفی پیرامون جوهر بحث شده است، امّا جایگاه اصلی بحث از آن، فلسفه است. در منطق از مفهوم جوهر سخن به میان می‌آید، امّا در فلسفه و کلام از جوهر به لحاظ وجود آن در خارج بحث می‏شود. اصطلاح جوهر در عرفان معنایی کاملاً متمایز از معنای فلسفی و منطقی آن دارد. مفهوم رایج جوهر در منطق و فلسفه بر خداوند صدق نمی‌کند و تنها مصادیق «موجود ممکن مستقل» را پوشش می‌دهد. بسیاری از تقسیمات جوهر در فلسفه و منطق طرح، و سپس مورد پذیرش متکلّمان قرار گرفته است. به جز برخی از مباحث منسوخ که متکلّمان قدیم با تبعیّت از طبیعیّون قدیم در علم کلام پیرامون به جوهر طرح کرده‌اند و تنها به عنوان تاریخ علم کلام باید مورد توجه قرار گیرد، بسیاری از ویژگی‌ها و احکام جوهر همان است که در متون فلسفی بیان شده است. بنابراین شایسته است که با مسائل پیرامونی موضوع جوهر در علم کلام، تنها به عنوان «اصول موضوعه» معامله شود.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">جوهر عقلانی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">جوهر نفسانی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">جوهر جسمانی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">جواهر کلی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">جواهر جزئی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">عرض</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">جسم</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>
</ArticleSet>
