<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>فصلنامه کلام اسلامی</title>
    <link>https://www.kalamislami.ir/</link>
    <description>فصلنامه کلام اسلامی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sun, 04 Jan 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sun, 04 Jan 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>گستره علم پیامبران و امامان در پرتو آیات شاهدان اعمال</title>
      <link>https://www.kalamislami.ir/article_238128.html</link>
      <description>خداوند به مؤمنان و صالحان وعده پاداش، و به کافران و تبهکاران وعید کیفر داده است. یکی از روش&amp;amp;rlm;های حکیمانه الهی برای جداسازی مؤمنان و صالحان از کافران و تبهکاران، شهادت شاهدانی والامقام از هر قوم و امتی بر اعمال نیک و بد آنان است. پیامبران، اوصیای آنان و امامان، مصادیق بارز و شاخص شاهدان بر اعمال می&amp;amp;rlm;باشند. اعمال انسان دو وجه ظاهری و باطنی دارد. قصد و نیت و انگیزه انسان بر عمل خوب یا بد، نقش مهمی در ارزشی، غیر ارزشی یا ضد ارزشی بودن عمل، و در نتیجه در میزان پاداش و کیفر آن دارد. بنابراین، شاهدان اعمال در قیامت، علاوه بر آگاهی از ظواهر اعمال افراد، بر وجه باطنی و درونی آنها نیز آگاهی دارند؛ چنان&amp;amp;rlm;که علم آنان به ظواهر افعال نیز به آنچه مشاهده کرده&amp;amp;lrm;اند، اختصاص ندارد. بنابراین، از وجه غیبی اعمال انسان&amp;amp;lrm;هایی که شاهد بر اعمال آنان هستند، آگاهند. بدون شک آنان از قابلیت و ظرفیت وجودی ویژه&amp;amp;lrm;ای برخوردارند که به چنین معرفت گسترده&amp;amp;lrm;ای دست یافته‌اند. این ملاک درباره آگاهی آنان از دیگر حقایق غیبی عالم نیز وجود دارد. بنابراین، گستره علم شاهدان اعمال، بسیار وسیع و عمیق است</description>
    </item>
    <item>
      <title>گستره علم پیامبران و امامان: در پرتو آیات شاهدان اعمال</title>
      <link>https://www.kalamislami.ir/article_237885.html</link>
      <description>خداوند به مؤمنان و صالحان وعده پاداش، و به کافران و تبهکاران وعید کیفر داده است. یکی از روش&amp;amp;rlm;های حکیمانه الهی برای جداسازی مؤمنان و صالحان از کافران و تبهکاران، شهادت شاهدانی والامقام از هر قوم و امتی بر اعمال نیک و بد آنان است. پیامبران، اوصیای آنان و امامان علیهم السلام، مصادیق بارز و شاخص شاهدان بر اعمال می&amp;amp;rlm;باشند. اعمال انسان دو وجه ظاهری و باطنی دارد. قصد و نیت و انگیزه انسان بر عمل خوب یا بد، نقش مهمی در ارزشی، غیر ارزشی یا ضد ارزشی بودن عمل، و در نتیجه در میزان پاداش و کیفر آن دارد. بنابراین، شاهدان اعمال در قیامت، علاوه بر آگاهی از ظواهر اعمال افراد، بر وجه باطنی و درونی آنها نیز آگاهی دارند. بنابراین، از وجه غیبی اعمال انسان&amp;amp;lrm;هایی که شاهد بر اعمال آنان هستند، آگاهند. بدون شک آنان از قابلیت و ظرفیت وجودی ویژه&amp;amp;lrm;ای برخوردارند که به چنین معرفت گسترده&amp;amp;lrm;ای دست یافته‌اند. این ملاک درباره آگاهی آنان از دیگر حقایق غیبی عالم نیز وجود دارد. بنابراین، گستره علم شاهدان اعمال، بسیار وسیع و عمیق است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقد سندی، متنی و دلالی حدیث &amp;laquo;یأبی الله و رسوله إلا أبا بکر&amp;raquo; بر خلافت ابوبکر، در بستر تاریخی و کلامی</title>
      <link>https://www.kalamislami.ir/article_237886.html</link>
      <description>حدیث &amp;amp;laquo;یأبی الله و رسوله إلا أبا بکر&amp;amp;raquo; از مهم‌ترین روایات مورد استناد گروهی از اهل سنت برای اثبات افضلیت و استحقاق ابوبکر برای خلافت بلافصل پس از پیامبر اکرم6است. این روایت، که اغلب در کنار ماجرای امامت ابوبکر برای نماز در ایام بیماری حضرت رسول6نقل می‌شود، از منظر حامیانش، بیان&amp;amp;lrm;گر رضایت الهی و اجماع مؤمنان بر خلافت اوست و به‌عنوان نوعی نص خفیّ یا جلیّ بر امامت وی تلقی شده است. این پژوهش با روش تحلیلی- انتقادی به بررسی جوانب مختلف این حدیث پرداخته است. یافته‌ها نشان می‌دهد که اعتبار سندی و متنی این حدیث با چالش جدی مواجه است. علاوه بر این، دلالت آن بر امامت عظمی به دلایل کلامی و فقهی- که نشان‌گر عدم ملازمه بین امامت در نماز و امامت عظمی است- و شواهد تاریخی- همچون دستور پیامبر اکرم6به همراهی جیش اسامه، و عدم احتجاج به این نص در سقیفه- باطل شناخته شده است. این پژوهش در نهایت نتیجه می‌گیرد که این حدیث نسخه‌ای تحریف شده از ماجرای درخواست قلم و کاغذ حضرت رسول6بوده که با هدف تثبیت خلافت ابوبکر در مقابل نص صریح بر امامت امیر المؤمنین7 جعل شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازخوانی انتقادی دیدگاه حسن حنفی درباره‌ ساختار و مبادی علم کلام+</title>
      <link>https://www.kalamislami.ir/article_237925.html</link>
      <description>علم کلام، به‌عنوان یکی از ارکان اصلی علوم اسلامی، همواره عهده‌دار تبیین عقلانی و دفاع معرفتی از اصول اعتقادی مسلمانان بوده است. با ورود جهان اسلام به دوران مدرنیته و بروز چالش‌های معرفتی و فلسفی نوین، ضرورت بازنگری در هویت و کارکرد این علم بیش از پیش احساس شد. در این میان، حسن حنفی، فیلسوف و اندیشمند مصری، در پروژه فکری گسترده خود تحت عنوان التراث و التجدید و به‌ویژه در اثر مهمش &amp;amp;laquo;مِن العقیدة إلی الثورة&amp;amp;raquo;، با نقد بنیادهای سنتی علم کلام، آن را به فلسفه‌ای عملی برای رهایی انسان و تحول اجتماعی تفسیر کرد. پژوهش حاضر با روش تحلیلی_ انتقادی، به بررسی مبانی معرفت‌شناختی و روش‌شناختی دیدگاه حنفی درباره رئوس و مبادی علم کلام می‌پردازد و پیامدهای تغییر موضوع آن از &amp;amp;laquo;ذات و صفات الهی&amp;amp;raquo; به &amp;amp;laquo;انسان و تاریخ&amp;amp;raquo; را تحلیل می‌کند. یافته‌ها نشان می‌دهد که اگرچه نقدهای حسن حنفی در حوزه کلام سنتی، از جسارت تحلیلی و اهمیت روش‌شناختی قابل توجهی بهره‌مند است، اما رویکرد او به‌سبب تقلیل‌گرایی مفهومی، غلبه پیش‌فرض‌های ایدئولوژیک و غفلت از بُعد تاریخی و معرفتی علم کلام، از انسجام نظری کافی برخوردار نیست. از سوی دیگر، جایگزینی رسالت الهیاتی کلام با رسالت انقلابی و انسانی، زمینه سکولاریزاسیون تدریجی معرفت دینی و تبدیل علم کلام به ابزاری در خدمت اهداف سیاسی_اجتماعی را فراهم می‌کند. در نتیجه، پروژه بازسازی حنفی را نمی‌توان احیای علم کلام دانست، بلکه باید آن را گذار از الهیات به ایدئولوژی تلقی کرد؛ گذاری که هویت متعالی و اصیل کلام اسلامی را در معرض تهدید قرار می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مناسبات علامه محمدجواد بلاغی و مسیحیت (تأسیس الگوواره‌ی انتقادی-تطبیقی در الهیات اسلامی)</title>
      <link>https://www.kalamislami.ir/article_237934.html</link>
      <description>در سپیده‌دم قرن بیستم، در میانه‌ تلاطم فکری ناشی از استعمار غربی و فعالیت‌های تبشیری مسیحی، جهان اسلام با چالش‌های بی‌سابقه‌ای در عرصه هویت و اندیشه روبرو بود. در این شرایط، علامه محمدجواد بلاغی، یکی از مرزبانان عقل و ایمان در حوزه علمیه نجف، به عنوان متکلمی تأثیرگذار، نقش بنیادینی ایفا کرد. مناسبات او با مسیحیت،نمونه‌ای درخشان از یک مواجهه علمی، منصفانه و اثرگذار بود که به عنوان یک متکلم آگاه از هویت اسلامی دفاع کرد. این پژوهش به روش توصیفی&amp;amp;ndash;تحلیلی، به واکاوی ابعاد و پیامدهای این مناسبات می‌پردازد و نشان می‌دهد که مواجهه بلاغی با مسیحیت، تأسیس &amp;amp;laquo;الگوواره‌ی کلام تطبیقی&amp;amp;ndash;انتقادی&amp;amp;raquo; بود. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که مناسبات علامه بلاغی با مسیحیت کنشی فکری و بنیان‌افکن بودند که به تأسیس سنت فکری نوین در حوزه‌های علمیه شیعه انجامید. این الگوواره که بر شالوده‌شکنی متنی-تاریخی کتاب مقدس، نقد عقلانی آموزه‌های بنیادین مسیحی، تأسیس معیار قرآنی به عنوان مرجع معرفت‌شناختی و رویکرد تطبیقی نظام‌مند استوار بود، الهیات اسلامی را از موضع دفاعی به جایگاه کنشگری فعال و انتقادی ارتقا داد و میراثی ماندگار برای متکلمان و مفسران به‌جا گذاشت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی نسبت خداناباوری غیرجاحدانه با صفات الهی با تأکید بر دیدگاه شلنبرگ</title>
      <link>https://www.kalamislami.ir/article_238173.html</link>
      <description>مسأله &amp;amp;laquo;خداناباوری غیرجاحدانه&amp;amp;raquo; از گذشته دور در الهیات اسلامی مطرح بوده، معمولاً متکلمان به بررسی &amp;amp;laquo;امکان‌پذیری&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;حکم اخروی آن&amp;amp;raquo; (سعادت یا شقاوت) پرداخته‌اند. در این میان، نسبت‌شناسی این پدیده با صفات الهی، گرچه چندان در کانون پژوهش‌های متکلمان گذشته قرار نداشته، اما فیلسوفان دین معاصر به‌طور جدی آنرا دنبال می‌کنند. در اهمیت این مسأله همین بس که برخی فیلسوفان دین معاصر نظیر جی. ال. شلنبرگ این پدیده را برهانی بر نفی وجود خدا قلمداد کرده‌اند. جستار حاضر با درک اهمیت و ضرورت این مسأله و جایگاه آن در الهیات مدرن و با هدف بازخوانی این آموزه در الهیات اسلامی، با روش توصیفی تحلیلی به تحلیل و بررسی نسبت خداناباوری غیرجاحدانه با صفت عشق و محبت، هدایت، حکمت و عدالت الهی می‌پردازد. از رهگذر این پژوهش آشکار می‌شود که ناسازگارپنداری خداناباوری غیرجاحدانه با صفات الهی در اندیشه شلنبرگ، معلول نگرش تک‌بعدی به صفات الهی است. وی بر پایه همین نگرش، گویا همه صفات خدا را در عشق و محبت الهی منحصر کرده، لازمه آنرا رفع همه موانع غیراختیاری و برقراری رابطه شخصی با همه انسان‌ها می‌داند. در حالی‌که نگرش جامع به مجموعه صفات الهی، اقتضائات و قلمرو هر کدام آنها را به‌درستی ترسیم می‌کند. این مسأله که بیانگر حکومت اسماء و صفات الهی بر یکدیگر و در نتیجه، حکومت سنت‌های تکوینی بر یکدیگر است، راه حل برگزیده نسبت‌شناسی این پدیده با صفات الهی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>امتناعِ الهیاتیِ کاربستِ &amp;laquo;هرمنوتیک سوءظن&amp;raquo; در تفسیر قرآن؛ تحلیلی بر مبنایِ اصل &amp;laquo;عصمتِ متن&amp;raquo;</title>
      <link>https://www.kalamislami.ir/article_238176.html</link>
      <description>ظهور قرائت‌های نواندیشانه از قرآن که با وام‌گیری از &amp;amp;laquo;هرمنوتیک سوءظن&amp;amp;raquo; در پی واسازی متن مقدس به نفع قرائت‌های زن‌محور بودند، چالش‌های معرفتی عمیقی را فراروی الهیات اسلامی قرار داد. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر اصول علم کلام، کوشید تا امکان‌سنجیِ انتقال این روش‌شناسی را با دکترین &amp;amp;laquo;عصمت وحی&amp;amp;raquo; ارزیابی کند. یافته‌های تحقیق نشان داد که کاربستِ الگویِ نقدِ کتاب‌مقدس در حوزه قرآن‌شناسی، دچار یک خطای بنیادینِ مقوله‌ای بود؛ زیرا هرمنوتیک سوءظن بر پیش‌فرض &amp;amp;laquo;بشری بودنِ تکوّنِ متن&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;تأثیرپذیری آن از فرهنگ پدرسالار&amp;amp;raquo; استوار بود، حال آنکه تحلیل‌ها اثبات کرد این پیش‌فرض با ماهیت &amp;amp;laquo;وحی ملفوظ&amp;amp;raquo; و اصل کلامی &amp;amp;laquo;عدم اختلاف&amp;amp;raquo; در تعارض آشتی‌ناپذیر قرار داشت. نتایج پژوهش آشکار ساخت که پذیرش این روش، منطقاً به نفی حکمت الهی، انتساب اغراء به جهل به خداوند و جایگزینی &amp;amp;laquo;تجربه تاریخی&amp;amp;raquo; به جای &amp;amp;laquo;وحی&amp;amp;raquo; می‌انجامید. در نهایت، پژوهش با عبور از رویکرد سلبی، الگوی کلامی &amp;amp;laquo;عدالت تناسبی&amp;amp;raquo; را به مثابه چارچوبی جایگزین تبیین نمود. بر اساس این الگو مشخص گردید که نظام تشریع اسلام با تفکیک میان &amp;amp;laquo;برابری مطلق در کرامت انسانی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;تناسب در نقش‌های اجتماعی&amp;amp;raquo;، بدون نیاز به تقدس‌زدایی از متن، پاسخی رئالیستی و عادلانه به تفاوت‌های تکوینی زن و مرد ارائه کرده است.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
