فلسفه‌ فلسفه ستیزی مکتب تفکیک (با محوریت آراء شیخ مجتبی قزوینی)

نوع مقاله: مقاله علمی - پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری دانشگاه معارف اسلامی قم/ پژوهشگر پژوهشگاه معارج

2 دانش آموخته مؤسسه آموزش عالی امام صادق(ع)، استاد پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی.

چکیده

دین پژوهی از روش‌های مختلفی همچون «عقلی»، «نقلی» و «شهودی» بهره می‌برد. مکتب تفکیک از میان این روش‌ها تنها راه کاشف دین را، نقل با رهیافت تاکید بر روایات و بهره‌گیری از عقل فطری می‌داند. این مکتب با تفکیک میان عقل فطری و عقل بشری، به اعتبار عقل فطری حکم می‌کند. با توجه به بهره‌گیری دانش فلسفه از عقل بشری، مکتب تفکیک این دانش را نامعتبر دانسته و آن را رقیب و مقابل دیدگاه خویش که آن را شریعت و دین تلقی می‌کند، قلمداد کرده است، ازاین‌رو بر نقد و گریز از دانش فلسفه همت گماشته است. فلسفه‌ فلسفه ستیزی مکتب تفکیک را می‎توان ‎‎تحت دو عامل معرفتی (دلیل گرایانه) و غیر معرفتی (علّت گرایانه) تقسیم نمود. «یقینی نبودن فلسفه»، «بی ‌اعتباری منطق»، «تأویل ظواهر و نصوص دینی توسط فلسفه»، «نکوهش فلسفه در روایات» و «مخالفت نتایج دو روش» عوامل معرفتی و ادله این مکتب بوده، و «صعوبت مسائل فلسفی»، «ایجاد تحیّر یا تقلید» و «به حاشیه راندن اهل بیت:» عوامل غیر معرفتی و علل این مکتب در فلسفه ستیزی است. در این نوشتار با تأمل در ادله و علل مطرح شده طرفداران مکتب تفکیک با محور قرار دادن شیخ مجتبی قزوینی، عدم دلالت مبانی یاد شده بر مدعای مکتب تفکیک تبیین شده است.

کلیدواژه‌ها