افضلیت و عصمت اهل بیت(ع) در آیه و روایات صلوات

نوع مقاله: مقاله علمی - پژوهشی

نویسنده

چکیده

آیات و روایات بسیاری بیان‏گر افضلیت و عصمت اهل‎بیت پیامبر اکرم$ می‏باشد که آیه شریفه صلوات (احزاب: 56) و روایات مربوط به آن از آن‏جمله است. مفاد این آیه آن است که رسول خدا$ مورد درود و رحمت ویژه خداوند و فرشتگان است، و از مؤمنان خواسته شده است که با تأسی به خدا و فرشتگان، بر آن حضرت درود بفرستند. در روایات آمده است که درباره چگونگی درود فرستادن بر پیامبر اکرم$ از آن حضرت سؤال شد، و ایشان فرمود بگویید: «اللهم صل علی محمد و آل محمد». از این سخن پیامبر$ به دست می‎آید که آل پیامبر از حیث کمال و مرتبه وجودی از چنان جایگاهی برخوردارند که در صلوات ویژه الهی بر پیامبر$ با آن حضرت اشتراک دارند. از سوی دیگر، در عصمت و برتری رسول اکرم$ بر دیگران، تردید و اختلافی وجود ندارد، بنابراین، آل محمد$ نیز ویژگی مزبور را دارند. البته این اشتراک، با برتری پیامبر$ حتی بر آل او منافات ندارد؛ چرا که صفات کمال تفاضل پذیر است، چنان‏که این قاعده در مورد پیامبران الهی نیز جاری است.

کلیدواژه‌ها


مقدمه

افضلیت و عصمت، از مهم‏ترین شرایط امامت در بینش اسلامی است، و دلایل عقلی و نقلی بسیاری این مطلب را ثابت می‎کند، که در کتاب‎های کلامی بیان شده است (ر.ک: ربانی گلپایگانی، 1386). ویژگی مزبور، جز در امامان اهل بیت: که شیعه امامیه به امامت آنان قائل است، یافت نمی‎شود (در این باره ر.ک: «الارشاد» شیخ مفید، «تلخیص الشافی» شیخ طوسی، «کشف الغمه» شیخ اربلی، «الصراط المستقیم» بیاضی). یکی از ادله نقلی این مطلب، آیه کریمه صلوات بر رسول خدا$ و روایاتی است که در ارتباط با آن از پیامبر اکرم6 نقل شده است. خداوند در آیه صلوات فرموده است: >إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِکَتَهُ یصَلُّونَ عَلَى النَّبِی یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِیمًا< (احزاب: 56): خداوند و فرشتگان او بر پیامبر$ درود می‎فرستند، ای مؤمنان بر او درود بفرستید، و بر او به گونه‎ای خاص سلام کنید (یا به گونه ای خاص تسلیم او باشید).

در روایات بسیاری آمده است که پس از نزول آیه کریمه مزبور، برخی از صحابه پیامبر$ از چگونگی صلوات فرستادن بر آن حضرت سؤال کردند، پیامبر اکرم$ فرمودند: «بگویید: اللهم صلّ علی محمد و علی آل محمّد» خدایا بر محمد و آل محمد درود بفرست (منبع و مدرک روایات در ادامه نقل خواهد شد).

موضوع بحث در این نوشتار، تبیین دلالت آیه شریفه و روایات وارد در باره آن، بر افضلیت و عصمت آل محمد: است.

معنای لغوی آل

واژه «آل» در اصل، واژه «اهل» بوده که مقلوب به آل شده است، یعنی حرف «ها» به همزه تبدیل شده، و چون تلفظ دو همزه دشوار است، یکی از آن دو به «الف» تبدیل شده است، دلیل این مطلب آن است که تصغیر کلمه «آل» «اٌهیل» است، و حکم تصغیر آن است که هر کلمه‏ای را به اصلش باز می‎گرداند (راغب اصفهانی، بی‌تا، 31؛ ابو هلال عسکری، 1433ق، 84). برخی نیز «آل» را اصلی مستقل از «اهل» دانسته‎اند (طبرسی، 1379، 1: 104).

در هر حال، کاربرد کلمه «آل» اخص از کلمه «اهل» است؛ زیرا اولاً: کلمه آل در مورد غیر انسان به کار نمی‎رود، لذا گفته نمی‎شود: آل فلان زمان یا فلان مکان، ولی کلمه اهل در مورد غیر انسان نیز به کار می‏رود و گفته می‎شود: «اهل فلان زمان و یا فلان مکان. و ثانیاً: کلمه «آل» در مورد افراد شاخص و شناخته شده به کار می‎رود، مثلا گفته می‎شود: آل الله، یا آل سلطان، یا آل ابراهیم، یا آل عمران، و گفته نمی‏شود: آل خیاط یا آل رجلٍ (به صورت نکره) ولی کلمه «اهل» در موارد یاد شده نیز به کار می‏رود (راغب اصفهانی، بی‌تا، 30؛ ابن منظور، 1414ق، 11: 30؛ فیروزآبادی، 1432ق، 70؛ ابو هلال عسکری، 1433ق، 84، 1: 104).

بنابراین مقصود از آل محمد$ افراد شاخص و برتر خاندان پیامبر اکرم$ می‏باشد.

دلالت آیه صلوات بر عظمت مقام و شخصیت پیامبر$

بدون شک، آیه کریمه صلوات بر پیامبر اکرم$، بر عظمت مقام و منزلت رسول اکرم$ و شخصیت والا و بالای آن حضرت نزد خداوند متعال و فرشتگان مقرب الهی دلالت می‏کند. اصولا درود فرستادن خداوند به فرد یا افرادی به معنای شمول رحمت خاص الهی نسبت به آنان است. این رحمت ویژه به دلیل شایستگی خاصی است که از حیث کمالات انسانی و ایمانی در پیشگاه خداوند دارند، چنان که خداوند از مؤمنان خواسته است که بسیار به یاد خدا باشند و در صبح و شام (پیوسته) خدا را تسبیح گویند، این کار این شایستگی را در آنان پدید می‎آورد که خدا و فرشتگان او بر آنان درود بفرستند تا آنان را از ظلمت‏ها به نور رهمنون گرداند؛ چرا که خداوند نسبت به مؤمنان رحمت ویژه دارد: >یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اذْکُرُوا اللَّهَ ذِکْرًا کَثِیرًا* وَسَبِّحُوهُ بُکْرَةً وَأَصِیلًا* هُوَ الَّذِی یصَلِّی عَلَیکُمْ وَمَلَائِکَتُهُ لِیخْرِجَکُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَکَانَ بِالْمُؤْمِنِینَ رَحِیمًا< (احزاب: 41-43).

مفاد آیات یادشده این است که بسیار به یاد خدا بودن، یعنی در قلب و زبان، الوهیت و ربوبیت تکوینی و تشریعی خداوند را یاد نمودن، و تسبیح و تنزیه بسیار خداوند از صفات نقص و ناروا، انسان را شایسته آن می‏نماید که از رحمت ویژه الهی برخوردار شود.

در آیه‎ای دیگر پس از بیان سنت الهی در امتحان و ابتلاء مؤمنان، صابران را به بهره‏مندی از صلوات و رحمت و هدایت ویژه الهی بشارت داده است: >وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ* الَّذِینَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِیبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیهِ رَاجِعُونَ* أُولَئِکَ عَلَیهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُولَئِکَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ< (بقره: 155-157)

از این آیات به دست می‏‎آید که ایمان راستین که با یاد و تسبیح زبانی، قلبی و عملی خدا و صبر و تسلیم در برابر امتحان‎های سخت الهی همراه است، انسان را شایسته صلوات و رحمت خداوند می‎سازد. هرگاه این شاخص‎های کمال و تعالی انسان به درجه و مرتبه‎ای بالاتر و والاتر برسد، شایستگی برخورداری از صلوات و رحمت الهی نیز بالاتر و والاتر خواهد بود، که عالی‎ترین آن به پیامبر اکرم$ اختصاص دارد، و این همان صلوات و رحمتی است که در آیه مورد بحث (آیه 56 سوره احزاب) مطرح شده است. همان‎گونه که مفسران اسلامی بیان کرده‎اند، این آیه شریفه در مقام مدح و تکریم و تعظیم ویژه الهی نسبت به پیامبر اکرم$ است. در این‎جا نمونه‎هایی از بیانات مفسران را در این‏باره بازگو می‎کنیم:

1.  امین الاسلام طبرسی: «از آن‏جا که خداوند سبحان این سوره را با ذکر پیامبر$ آغاز کرده و در اثنای آن از تعظیم ایشان سخن به میان آورده است، آن را با تعظیمی بی‎مانند پایان داده و فرموده است: >إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِکَتَهُ یصَلُّونَ عَلَى النَّبِی< یعنی خداوند، پیامبر$ را مورد درود و ثنایی زیبا قرار داده و با بزرگ‏ترین تعظیم گرامی داشته است، و فرشتگان الهی نیکوترین درود و ثنا را نثار پیامبر کرده، و با پاکیزه‎ترین دعا برایش دعا می‎کنند (طبرسی، 1379، 7-8: 366).

2. فخر الدین رازی: «هنگامی که خداوند به مؤمنان دستور داد تا برای وارد شدن به خانه‎های پیامبر$ از او اذن بگیرند (و هنگام وارد شدن، آداب لازم برای حرمت نگهداشتن از او را رعایت کنند) و به صورت همسرانش نگاه نکنند، بیان حرمت او را کامل کرد. توضیح آن که پیامبر$ یا در حالت خلوت است یا در میان جماعت، آیه >لَا تَدْخُلُوا بُیوتَ النَّبِی...< (احزاب: 53) مربوط به حرمت پیامبر در خلوت او است، و حالت جماعت او دو گونه است، یا در ملأ اعلی است یا در ملأ ادنی، او در ملأ اعلی از حرمت ویژه‎ای برخوردار است؛ زیرا خداوند و فرشتگان الهی بر او درود می‎فرستند: >إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِکَتَهُ یصَلُّونَ عَلَى النَّبِی< بر این اساس احترام او در ملأ ادنی نیز واجب است: >یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِیمًا<.

ایشان درباره فلسفه صلوات مؤمنان بر پیامبر$ –با این که خدا و فرشتگان بر او درود می‌‌فرستند– گفته است: «پیامبر$ به صلوات مؤمنان نیاز ندارد، بلکه صلوات مؤمنان بر پیامبر از باب اظهار تعظیم آن حضرت است، همان‎گونه که خداوند، ذکر خود را بر مؤمنان واجب کرده است، در حالی که به آنان نیاز ندارد، و فلسفه آن اظهار تعظیم نسبت به خداوند است تا شایسته پاداش الهی شوند، صلوات فرستادن مؤمنان بر پیامبر$ نیز آنان را شایسته پاداش الهی می‎کند، چنان‏که از آن حضرت روایت شده که فرمود: «هر کس یک‎بار بر من صلوات بفرستد، خداوند ده بار او را از صلوات خود بهره‎مند می‎سازد» (فخر الدین رازی، بی‌تا، 25: 227-228).

3. ابن کثیر: مقصود این آیه آن است که خداوند بندگان خویش را از منزلت (ویژه) بنده و پیامبرش نزد خود و در ملأ اعلی خبر داده است به این‎که نزد فرشتگان بر او درود می‎فرستد، و ملائکه نیز بر او درود می‎فرستند، سپس خداوند اهل عالم سفلی را به صلوات و سلام بر او فرمان داده است، تا میان ثناء بر او، دو عالم علوی و سفلی همراه شود» (ابن کثیر، 1416ق، 5: 495).

4. آلوسی: «هنگامی که مؤمنان آگاه شدند ‎که خدای عزوجل و فرشتگان او: بر پیامبر درود می‎فرستند، و نیز شنیدند که مأمور به صلوات فرستادن بر او می‏باشند، و دانستند که صلوات خدا و فرشتگان الهی بر پیامبر$ برترین صلوات و سلام است، نمی‎دانستند که چه صلوات و درودی از جانب آنان درخور مقام والای رسول اکرم$ که سید اولی الالباب است، می‎باشد، لذا از کیفیت آن از رسول  خدا پرسیدند، و پیامبر آنان را به عالی‏ترین نوع آن راهنمایی کرد و فرمود بگویید: «اللهم صل علی محمد و آل محمد» این پاسخ پیامبر$ اشاره به آن دارد که شما از فرستادن صلوات درخور مقام والای رسول اکرم$ ناتوانید پس آن را از خدای عزوجل درخواست کنید» (آلوسی، بی‌تا، 22: 112).

5. الصاوی: این آیه بزرگ‏ترین دلیل است بر این‎که پیامبر اکرم$ مهبط همه رحمت‎ها و برترین اولین و آخرین به صورت مطلق است؛ زیرا درود خدا بر پیامبرش عبارت است از رحمت همراه با تعظیم، و درود خدا بر غیر پیامبر، مطلق رحمت است (بدون همراه بودن با تعظیم) پس به تفاوت این دو صلوات و فرق میان این دو مقام بیاندیش، از این‎رو، پیامبر$ منبع همه رحمت‎ها و تجلیات می‎باشد (صابونی، بی‌تا، 3: 536؛ نیز ر.ک: شوکانی، بی‌تا، 4: 300) (خداوند منبع اصلی همه رحمت‏‎ها و تجلیات، و پیامبر منبع ظلّی همه رحمت‎ها و تجلیات است).

اشتراک آل با پیامبر در تکریم و تعظیم ویژه الهی

اگر چه در آیه شریفه، صلوات خدا و فرشتگان بر پیامبر اکرم$ مطرح شده است، ولی روایات نبوی که مبین و مفسّر آیه شریفه‌‎اند، بیان‎گر این مطلب‎اند که آل پیامبر نیز در این شرافت و منقبت ویژه الهی با رسول خدا$ اشتراک دارند؛ زیرا بر اساس این روایات، هنگامی که از پیامبر اکرم$ درباره کیفیت صلوات بر آن حضرت سؤال شد، پیامبر$ پاسخ داد در فرستادن صلوات بر من بگویید: «اللهم صل علی محمد و علی آل محمد، کما صلیت علی إبراهیم و علی آل إبراهیم إنّک حمید مجید» (بخاری، بی‌تا، 3: 178؛ مسلم بن حجاج، بی‌تا، 1: 305؛ ترمذی، 1421ق، 4: 205؛ نسائی، 1422ق، 220؛ ابو داود، 1422ق، 163؛ حر عاملی، 1398ق، 4: 1213-1214). از این کلام پیامبر$ به دست می‎آید که آل محمد$ در صلوات بر پیامبر اکرم$ که در آیه شریفه صلوات مطرح شده، اشتراک دارند و آنان نیز همچون پیامبر$ مشمول تکریم و تعظیم ویژه خدا و فرشتگان الهی‎اند، یعنی در مقام ثبوت و نفس الامر (در عالم تکوین و تشریع الهی) آل پیامبر همچون پیامبر اکرم، مشمول صلوات و رحمت ویژه الهی می‎باشند، ولی در مقام اثبات و ابلاغ، این مطلب در دو مرحله بیان شده است، در مرحله اول، شمول صلوات و رحمت ویژه خداوند نسبت به پیامبر اکرم$ که از طریق وحی قرآنی ابلاغ شده است، و در مرحله دوم، شمول صلوات و رحمت ویژه خداوند نسبت به آل پیامبر که از طریق وحی غیر قرآنی ابلاغ شده است.

شاید حکمت این ترتیب (تقدیم و تأخیر) اشعار به برتری مقام و منزلت پیامبر اکرم$ حتی بر آل آن حضرت بوده است، یعنی اگرچه آل پیامبر$ در شایستگی شمول صلوات و رحمت ویژه خداوند با رسول اکرم$ اشتراک دارند، ولی پیامبر اکرم$ در ملاک مزبور از درجه و رتبه بالاتری برخوردار است. مانند این‌که چند نفر از نظر مقام علمی یا عملی بر دیگران برترند و ممتاز شناخته می‌شوند با این‎حال در میان آنان نیز تفاضل و تفاوت در ملاک امتیاز بر دیگران وجود دارد، چنان‎که این مطلب در مورد پیامبران الهی نیز صادق است، آنان در عین این‎که در برتری بر امت‎های خود، اشتراک دارند، اما برخی از آنان بر برخی دیگر برتری دارد: >وَلَقَدْ فَضَّلْنَا بَعْضَ النَّبِیینَ عَلَى بَعْضٍ< (اسراء: 55).

ابن حجر مکی درباره این‎که آل محمد$ در تکریم و تعظیم ویژه الهی نسبت به پیامبر اکرم$ که آیه شریفه صلوات بر آن دلالت دارد، با آن حضرت شریک می‎باشند گفته است: «این که پیامبر اکرم$ در پاسخ سؤال از کیفیت فرستادن صلوات بر آن حضرت فرمود بگویید: «اللهم صل علی محمد و علی آل محمد» دلیل روشنی است بر این‎که امر به صلوات بر آل پیامبر در آیه شریفه مقصود بوده است، و صلوات بر آنان جزء مأموربه می‎باشد، و پیامبر$ آل خود را در مقام خود قرار داده است؛ زیرا مقصود از صلوات بر پیامبر$ فزونی تعظیم آن حضرت است، و تعظیم آل نیز ناشی از آن می‏باشد. بدین جهت است که هنگامی که آنان را در کساء جای داد گفت: «اللهم إنّهم منّی و أنا منهم، فاجعل صلواتک و رحمتک و مغفرتک و رضوانک علیَّ و علیهم»: خدایا آنان از من و من از آنان هستم، پس صلوات، رحمت، مغفرت و رضوان خود را بر من و بر آنان قرار بده، مقتضای اجابت این دعای پیامبر آن بود که خداوند آنان را در صلوات ویژه خود بر پیامبر، با آن حضرت همراه ساخت، در این هنگام از مؤمنان خواست که همراه با صلوات بر پیامبر، بر آل او هم صلوات بفرستند، و نیز روایت شده که پیامبر$ فرمود بر من صلوات بتراء (بی دنباله و ناقص) نفرستید، پرسیدند صلوات بتراء کدام است؟ فرمود: این که بگویید: «اللهم صل علی محمد» و توقف کنید، بلکه بگویید: اللهم صل علی محمد وعلی آل محمد» (ابن حجر هیتمی، 1425ق، 183-184).

افضلیت و عصمت آل پیامبر$

 از آن‎چه بیان گردید، افضلیت آل پیامبر اکرم$ بر دیگران (غیر از رسول اکرم$) روشن است؛ زیرا در این‎که پیامبر اکرم$ بر دیگر افراد بشر – حتی پیامبران الهی- برتر است، در میان امت اسلامی اختلافی وجود ندارد، و از آن‎جا که آل پیامبر در صلوات و رحمت خاص الهی (در مقابل صلوات و رحمت عام که عموم مؤمنان راستین را شامل می‎شود) با رسول اکرم$ اشتراک دارند، آنان نیز بر دیگران برتر می‏‎باشند. البته، این مطلب با برتری رسول اکرم$ بر آنان منافات ندارد، چنان‏که توضیح داده شد.

از سوی دیگر، مهم‎ترین شاخص کمال انسانی، عصمت علمی و عملی است. علم و تقوا در قرآن کریم از شاخص‎های مهم کمال و ملاک برتری به شمار آمده است. آدم%  به دلیل برتری علمی شایسته مقام خلافت الهی در زمین شد، و نیز مسجود فرشتگان قرار گرفت: >وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ کُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلَائِکَةِ فَقَالَ أَنْبِئُونِی بِأَسْمَاءِ هَؤُلَاءِ إِنْ کُنْتُمْ صَادِقِینَ< (بقره: 31)، و علم ویژه‎ای که به پیامبر اکرم$ عطا شده، فضل عظیم الهی نسبت به آن حضرت به شمار آمده است: >وَعَلَّمَکَ مَا لَمْ تَکُنْ تَعْلَمُ وَکَانَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَیکَ عَظِیمًا< (نساء: 113)، و درباره جایگاه رفیع تقوا فرموده است: >إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ< (حجرات: 13)، و عالی‎ترین درجه تقوا – که عبارت است از خویشتن‎داری در برابر تمایلات نفسانی و وسواسه‎های شیطانی- عصمت عملی است.

عموم پیامبران الهی از عصمت علمی و عملی برخوردار بوده‎اند، و مقام عصمت پیامبراکرم$ بر همگان برتری داشته است. مذاهب مختلف اسلامی در باره این که پیامبران الهی از مقام عصمت برخوردار بوده‌اند اتفاق نظر دارند، هرچند درباره قلمرو و گستره آن نسبت به قبل از نبوت و صغایر سهوی همداستان نیستند، تنها از حشویه (گروهی از ظاهر گرایان از اهل حدیث) نقل شده که صدور کبایر عمدی از پیامبران را نیز ممکن دانسته‎اند (برای آگاهی از اقوال و آراء متکلمان و مذاهب اسلامی در مسئله عصمت پیامبران ر.ک: ربانی گلپایگانی، 1392، 335- 341)، اما این عقیده‎شان مورد قبول دیگر مذاهب- حتی وهابیان- نمی‎باشد (ر.ک: بن فوزان، 1420ق، 187-194).

بر این اساس، آل پیامبر که در صلوات و رحمت ویژه الهی نسبت به رسول اکرم$ با آن حضرت اشتراک دارند، و این اشتراک به دلیل برخورداری آنان از کمال انسانی والایی است که از جنس کمالات پیامبرانه می‎باشد، و به حکم این که عصمت از مهم‏ترین شاخص‏های کمال پیامرانه است، از ویژگی عصمت علمی و عمل برخوردارند.

عصمت، اگرچه از مهم‎‎ترین کمالات پیامبرانه است، ولی هیچ دلیل عقلی یا نقلی بر اختصاص آن به پیامبران الهی وجود ندارد. آیه شریفه >وَإِذْ قَالَتِ الْمَلَائِکَةُ یا مَرْیمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاکِ وَطَهَّرَکِ وَاصْطَفَاکِ عَلَى نِسَاءِ الْعَالَمِینَ< (آل عمران: 42) بر عصمت حضرت مریم& دلالت می‎کند؛ زیرا مفاد آیه شریفه این است که مریم& مورد گزینش ویژه الهی قرار گرفته و از هر آلودگی جسمی و روحی تطهیر شده است، و این چیزی جز عصمت نمی‎باشد. عده‎ای از مفسران اسلامی نیز این حقیقت را بازشناخته‎اند. فخر الدین رازی درباره نخستین اصطفای مریم& که در آیه شریفه ذکر شده گفته است: «خداوند او را برای عبادت خویش (از هر کاری) فارغ ساخت و انواع لطف و هدایت و عصمت خود را در این باره شامل او کرد» (فخر الدین رازی، بی‌تا، 8: 43).

ابن کثیر گفته است: «خداوند مریم را به خاطر کثرت عبادت و زهد و شرافتش برگزید و او را از آلودگی‏ها و وسوسه‎ها پاکیزه ساخت» (ابن کثیر، 1416ق، 2: 37).

در تفسیر المنار چنین آمده است: «خداوند به مقتضای سنت فطرت، تعلق مریم به کمال را افزایش داد، چنان‎که از طریق ارواح پاکیزه‎ای که روح طاهر او را مورد امداد خود قرار داده‎اند روحانیتش را فزونی بخشید. و اصطفاء اول عبارت است از این که برای خدمت در خانه خدا- که مخصوص مردان بود- برگزیده شد، و تطهیر را برخی به ندیدن خون حیض تفسیر کرده‎اند، و برخی به تماس نداشتن با مردان، ولی استاد (شیخ محمد عبده) آن را بر اعم از آن حمل کرد، یعنی خداوند مریم را از همه قبایح، مانند اخلاق ناپسند و صفات ناروا و غیر آن، پاکیزه نمود، و اصطفاء دوم عبارت است از اختصاص او به خطاب ملائکه و کمال هدایت» (رشید رضا، بی‌تا، 3: 300).

آلوسی درباره مراد از تطهیر مریم& سه قول را نقل کرده است:

الف) زجاج گفته است مقصود، طهارت از قذارت‌هایی است که عارض زنان می‎شود، مانند حیض و نفاس، تا شایسته خدمت در مسجد باشد.

ب) از حسن بصری و ابن جبیر نقل شده که مراد، طهارت از کفر و معصیت است.

ج) گفته شده است مقصود، طهارت از اخلاق و طبایع ناپسند است.

سپس گفته است: «اولی حمل بر عموم است، یعنی خداوند او را قذارت‏های حسّی و معنوی، و قلبی و قالبی پاکیزه ساخته است» (آلوسی، بی‌تا، 3: 246-248).

از دیدگاه علامه طباطبایی، اصطفاء مریم به معنای پذیرش او برای عبادت خداوند و تطهیر او به معنای اعتصام او به عصمت الهی است، در نتیجه او مصطفی و معصوم بوده است. از نظر ایشان، مفاد آیه >یا مَرْیمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاکِ وَطَهَّرَکِ وَاصْطَفَاکِ عَلَى نِسَاءِ الْعَالَمِینَ< (آل عمران: 42) همان است که در آیه >فَتَقَبَّلَهَا رَبُّهَا بِقَبُولٍ حَسَنٍ وَأَنْبَتَهَا نَبَاتًا حَسَنًا< (آل عمران: 37) آمده است؛ زیرا مقصود از >فَتَقَبَّلَهَا بِقَبُولٍ حَسَنٍ< این است که او را برای عبادت در خانه خدا پذیرفت، و مراد از >وَأَنْبَتَهَا نَبَاتًا حَسَنًا< اعطای رشد و پاکی به او و به ذریه او و افاضه حیات پاکیزه به او و به ذریه‎اش می‎باشد، حیاتی که از گزند وسوسه‎ها و تسویل‎های شیطانی مصون است، و این همان طهارت ویژه است» (طباطبایی، 1393ق، 3: 173 و 188).

گواه دیگر بر مطلب مزبور (عصمت آل پیامبر)، تشبیه صلوات بر آل پیامبر$ به صلوات بر آل ابراهیم% است: «اللهم صل علی محمد و آل محمد کما صلیت علی إبراهیم و آل إبراهیم». به نصّ قرآن کریم، آل ابراهیم% هم‎چون حضرت آدم% و حضرت نوح% از برگزیدگان خداوند بوده‎اند: > ِانَّ اللَّهَ اصْطَفَى آدَمَ وَنُوحًا وَآلَ إِبْرَاهِیمَ وَآلَ عِمْرَانَ عَلَى الْعَالَمِینَ< (آل عمران: 33).

مقصود از آل ابراهیم– همان گونه که مفسران بیان کرده‎اند- پیامبران یا امامان ابراهیمی‎اند. بیضاوی گفته است: خداوند آدم، نوح، آل ابراهیم و آل عمران را از طریق رسالت (پیامبری) و خصایص روحانی و جسمانی بر دیگران برتری داد، بدین جهت از توانایی‏هایی برخوردار بودند که دیگران نداشتند. وی در ارتباط این آیه با آیات قبل گفته است: هنگامی که خداوند اطاعت از پیامبران را واجب کرد و بیان نمود که اطاعت از آنان محبت الهی را جلب می‎کند، به دنبال آن، مناقب آنان را بیان کرد و فرمود: >إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَى آدَمَ وَنُوحًا وَآلَ إِبْرَاهِیمَ وَآلَ عِمْرَانَ عَلَى الْعَالَمِینَ< (آل عمران: 33) (بیضاوی، 1410ق، 1: 250- 251).

فخر رازی گفته است: مفاد آیه شریفه بر مبنای کسانی که می‎گویند فرشتگان بر بشر برترند، این است که خداوند آدم را بر ساکنان عالم سفلی برگزید، و بر مبنای کسانی که معتقدند بر فرشتگان برتر است این است که خداوند آدم% را بر ساکنان عالم علوی برگزید، آن‎گاه خداوند قوه روحانی را در شعبه‎ای معین از فرزندان آدم% قرار داد که عبارتند از شیث و فرزندان او تا ادریس، سپس در نوح تا ابراهیم، آن‎گاه از ابراهیم% دو شعبه پدید آمد: اسماعیل و اسحاق؛ اسماعیل را مبدء ظهور روح قدسی محمد$ و اسحاق را مبدء دو شعبه یعنی یعقوب و عیصو قرار داد، و این امر تا زمان محمد$ ادامه یافت. با ظهور آن حضرت، نور پیامبری و فرمانروایی به او منتقل شد و تا قیامت در پیروان (آل) او باقی خواهد بود (فخر الدین رازی، بی‌تا، 7: 22؛ نیز ر.ک: رشید رضا، بی‌تا، 3: 288-289؛ صابونی، بی‌تا، 1: 198؛ آلوسی، بی‌تا، 3: 210-212؛ طباطبایی، 1393ق، 3: 164-168، مراغی، بی‌تا، 3: 142-144؛ بروسوی، بی‌تا، 2: 24-25).

امین الاسلام طبرسی گفته است: «کسانی که خداوند آنان را برگزیده است، مطهر و معصوم و پیراسته از قبایح می‏باشند؛ زیرا خدای متعال جز چنین کسانی را بر نمی‎گزیند؛ کسانی که ظاهر و باطنشان در طهارت و عصمت، یکسان است، بنابراین اصطفاء، به معصومِ از آل ابراهیم و آل عمران اختصاص دارد، خواه پیامبر بوده باشند یا امام (طبرسی، 1379، 1: 433).

بر این اساس، مقصود از آل ابراهیم% معصومان از خاندان او می‎باشند، خواه پیامبر بوده باشند یا امام، و چون صلوات بر آل محمد$ به صلوات بر آل ابراهیم تشبیه شده است، مقصود از آل محمد$ نیز معصومان از آل  او می‏باشند. از آن‎جا که نبوت با پیامبر اکرم$ ختم گردیده است، آل برگزیده پیامبر، نبی نیستند، ولی کمال وجودی و نفسانی آنان از جنس کمال وجودی و نفسانی پیامبران و برگزیدگان الهی است و از ویژگی عصمت برخوردارند.

پاسخ به چند اشکال

اشکال اول: اختصاص آل محمد$ به ذکر در صلوات دلیل بر افضلیت آنان نیست، بلکه فقط بیان‎گر فضیلتی برای آنان است. اگر اختصاص ذکر آنان در صلوات دلیل بر افضلیت باشد، تشبیه صلوات بر محمد$ و آل محمد به صلوات بر ابراهیم% و آل ابراهیم نیز دلیل بر افضلیت ابراهیم و آل او بر محمد$ و آل محمد خواهد بود؛ زیرا مقتضای تشبیه افضلیت مشبَّهٌ‌به بر مشبّه است، ولی هیچ کس این لازم را قبول ندارد (اعظمی، 1425ق، 1: 85).

پاسخ: از آنچه درباره وجه دلالت روایات صلوات بر افضلیت آل پیامبر$ بر دیگران بیان کردیم، پاسخ این اشکال روشن است؛ زیرا در این که آیه کریمه صلوات بر مقام و منزلت ویژه پیامبر اکرم$ نزد خداوند دلالت می‎کند، تردیدی وجود ندارد، و از طرفی، به مقتضای روایات صلوات، آل پیامبر$ در ملاک تکریم و تعظیم ویژه الهی نسبت به پیامبر اکرم$ شریک می‎باشند، بنابراین آنان نیز بر دیگران برتر می‎باشند.

اما این سخن که مقتضای تشبیه، افضلیت مشبّهٌ‎به بر مشبّه است، مدعایی است که هیچ دلیل عرفی یا شرعی ندارد. ملاک صحت تشبیه آن است که وجه شبه در مشبّهٌ‎به نزد مخاطب روشن و آشکار است، و متکلم می‎خواهد مطلبی را که مخاطب نمی‎داند از طریق تشبیه به او بفهماند، خواه وجه شبه در مشبّهٌ‎به اقوی از مشبّه باشد، یا اضعف از آن و یا مساوی با آن باشد، به عبارت دیگر، آنچه در تشبیه ملاک و مقصود است، برتری وجه شبه در مقام اثبات است، نه در مقام ثبوت. در همه مواردی که معقول به محسوس تشبیه می‎شود، در مقام ثبوت، وجه شبه در مشبه اقوی از مشبّهٌ‎به است، ولی در مقام اثبات فهم وجه شبه در مشبّهٌ‎به برای مخاطب روش‎تر می‎باشد. از باب مثال برای افهام این مطلب که چگونه خداوند که در هیچ مکان یا زمانی نیست، بر همه مکان‎ها و زمان‎ها احاطه دارد، گفته می‎شود احاطه تدبیری خداوند نسبت به همه اشیاء همانند احاطه تدبیری نفس به همه اعضاء و اجزای بدن است: «من عرف نفسه فقد عرف ربه»، در این تمثیل وجه شبه در مشبّه از نظر ثبوتی اقوی از وجه شبه در مشبّهٌ‎به است، ولی از نظر اثباتی فهم آن در مشبّهٌ‎به برای غالب انسان‎ها روشن‎تر از مشبّه می‎باشد.

اشکال دوم: درباره این که مقصود از آل پیامبر$ چه کسانی‎اند، چهار قول مطرح شده است: اول این که آل پیامبر کسانی‎اند که صدقه بر آنان حرام شده است، دوم این که مقصود ذریه و ازواج پیامبرند، سوم این که عموم پیروان پیامبرند، و چهارم این که پرهیزکاران از امت او مقصودند (ابن القیّم، بی‌تا، 236- 239). اصح اقوال همان قول اول است زیرا این معنا در احادیث وارد شده است، و زیدبن ارقم نیز در پاسخ این که مقصود از اهل بیت پیامبر در حدیث غدیر چه کسانی‎اند (مقصود حدیث ثقلین است که در خطبه غدیر وارد شده است)؟ گفت: مقصود کسانی‎اند که صدقه بر آنان حرام شده است، که عبارتند از آل علی، آل عقیل، آل جعفر و آل عباس (مسلم بن حجاج، بی‌تا، 4: 1873، ح2408)، بنابراین همه آنان آل پیامبرند و آنان کسانی‎اند که ما بر آنان صلوات می‎فرستیم و به آل علی% اختصاص ندارد (اعظمی، 1425ق، 1: 83).

پاسخ: دلیلی از روایات بر این که مقصود از آل در صلوات، عموم کسانی‎اند که صدقه بر آنان حرام شده است، وجود ندارد، چنان‏که بر این که مقصود از اهل بیت پیامبر اکرم$ در حدیث ثقلین نیز عموم کسانی‎اند که صدقه بر آنان حرام شده، در دست نیست، و آنچه زیدبن ارقم گفته، رأی و اجتهاد او است، نه نقل کلام پیامبر اکرم$ لذا بر مجتهدان دیگر حجت نیست. و از توضیحات پیشین به دست آمد که آل پیامبر$ که در صلوات با آن حضرت اشتراک دارند، از ویژگی عصمت برخوردارند، و شامل عموم خویشاوندان پیامبر$ نمی‏باشند. مصداق آن که از ویژگی عصمت برخوردار بودند- در زمان پیامبر- اصحاب کساء می‎باشند.

اشکال سوم: در برخی از روایات صلوات، به جای آل محمد$ ازواج و ذریه پیامبر% آمده است: «اللهم صلّ علی محمد و علی أزواجه و ذریّته، کما صلیت علی آل إبراهیم، و بارِک علی محمد و علی أزواجه و ذریته کما بارکت علی آل إبراهیم إنّک حمید مجید» (مسلم بن حجاج، بی‌تا، 1: 306). این روایت استدلال شیعه را به حدیث کساء که پیامبر$ در حالی که به علی، فاطمه، حسن و حسین: اشاره نمود فرمود: «اللهم هؤلاء أهل بیتی» بر این که مقصود از آل پیامبر که در صلوات با پیامبر$ اشتراک دارند، اهل کساء می‏باشد، باطل می‎سازد؛ زیرا در این روایت ذریّه و ازواج ذکر شده‎اند، نه آل. ولی این دو روایت باهم ناسازگار نیستند؛ زیرا در هر یک بعضی از مصادیق و افراد عام ذکر شده است، لذا بهتر این است که به مدلول عام عمل شود (در صلوات، علاوه بر آل، ذریه و ازواج هم ذکر شود) (اعظمی، 1425ق، 1: 84).

پاسخ: روایاتی که در منابع حدیثی و تفسیری اهل سنت درباره کیفیت صلوات بر پیامبر اکرم$ نقل شده سه دسته‎اند: دسته اول روایاتی است که در آن‎ها فقط صلوات بر پیامبر$ و آل پیامبر آمده است. اکثریت قریب به اتفاق روایات این گونه‎اند. چنان‎که از هشت روایتی که ابن کثیر در تفسیر آیه صلوات (احزاب: 56) نقل کرده، هفت روایت این چنین است (ابن کثیر، 1416ق، 5: 495- 500)، و همه روایاتی که طبری در تفسیر آیه مزبور نقل کرده این گونه‎اند (طبری، 1421ق، 22: 52-53). اکثر روایاتی که سیوطی در «الدر المنثور» در این باره نقل کرده (14 روایت) نیز از این دسته می‎باشند (سیوطی، 1421ق، 6: 570-275). دسته دوم روایت ابی حمید ساعدی است که فقط صلوات بر پیامبر$ و ازواج و ذریه پیامبر در آن نقل شده است. دسته سوم چند روایت (2 یا 3 روایت) است که در آن‎ها صلوات بر پیامبر$ همراه با صلوات بر اهل بیت، ازواج و ذریه آن حضرت ذکر شده است (همان، 571-572).

از کثرت روایات دسته اول به دست می‎آید که صلوات بر آل پیامبر از اهمیت ویژه‎ای برخوردار است که قابل مقایسه با صلوات بر ازواج و ذریه نمی‎باشد. بدین جهت است که شوکانی گفته است: «همه تعلیماتی که از پیامبر اکرم$ درباره صلوات نقل شده، مشتمل بر صلوات بر آل پیامبر است، مگر روایاتی اندک و ناچیز، لذا سزاور است که کسی که بر پیامبر$ صلوات می‎فرستد، صلوات بر آل را هم ضمیمه کند» (شوکانی، بی‌تا، 4: 303).

در هر حال، آنچه ناقدِ المراجعات به عنوان جمع میان روایات گفته است، نقد بر جناب شرف الدین نخواهد بود؛ زیرا در روایات شیعه درباره کیفیت صلوات فقط صلوات بر آل پیامبر$ همراه با صلوات بر پیامبر$ ذکر شده است که با روایات دسته اول اهل سنت (اکثر روایات) هماهنگ است. بر این اساس، دیدگاهی که شرف الدین مطرح کرده، مورد توافق فریقین است، ولی صلوات بر ازواج و ذریه که در برخی از روایات اهل سنت آمده، مورد توافق فریقین نیست. بدیهی است در بحث‎های بین المذهبی، اقوال اختصاصی یک مذهب پذیرفته نخواهد بود.

اکنون اگر بخواهیم به مدلول روایات دسته دوم نیز معتقد شویم می‎توان آن‎ها را بر صلوات عامه که شامل عموم مؤمنان می‎باشد و در آیه کریمه >هُوَ الَّذِی یصَلِّی عَلَیکُمْ وَمَلَائِکَتُهُ لِیخْرِجَکُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَکَانَ بِالْمُؤْمِنِینَ رَحِیمًا< (الأحزاب: 43) بیان شده است، حمل کرد. صلوات عامه هم پیامبر$ را شامل می‎شود و هم ازواج و هم سایر مؤمنان را، ولی صلوات خاصه که در آیه 56 احزاب و احادیث صلوات بر آل وارد شده، فقط شامل پیامبر$ و آل او می‎شود، و ازواج پیامبر و سایر مؤمنان را شامل نمی‎شود.

نتیجه

از آیه شریفه صلوات (احزاب: 56) و احادیث بسیاری که در منابع حدیثی و تفسیری شیعه و اهل سنت درباره آن روایت شده است، به روشنی به دست می‎آید که آل محمد$ که نزدیک‏ترین خاندان پیامبر$ به آن حضرت بودند، از ویژگی عصمت برخوردار بوده‎اند، و بر دیگران برتری داشته‎اند. آنان همان کسانی‎اند که در آیه تطهیر، حدیث ثقلین و حدیث سفینه و مانند آن، با دو ویژگی مزبور معرفی شده‎اند. آنان همان کسانی‎اند که در آیه تطهیر، حدیث ثقلین و حدیث سفینه و مانند آن، با دو ویژگی مزبور معرفی شده‎اند. و از آن‎جا که عصمت و افضلیت از شرایط مهم امامت است، آیه و روایات صلوات، همچون آیات و روایات دیگری که اشاره شد، بر امامت اهل بیت معصوم پیامبر$ دلالت می‏کند.